تبليغاتX
من و فندق

من و فندق

اینجا می خوام همه خاطرات پسرم رو بنویسم تا وقتی بزرگ شد یادم نره

بند دلم. یه جوری دلم برات تنگ شده انگار همیشه تو بغلم بودی و الان نیستی.

قربونت بشم. مامی امروز آزمایش و چکاپ انجام داد و چه کار کنم که از بس تو دلم می چرخی نمی تونم آب بخورم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:28  توسط مامان فندق  |